مردان حساسي كه متون عرفاني را ميخوانند و در انديشههاي موٴلف به طور شهودي سهيم ميشوند، نميتوانند رنج نبرند، زيرا اين انديشهها را نميتوان با ديگران در ميان گذاشت، و آنان را در آن سهيم نمود، مگر وقتي كه اين مشاركت ديگر ضرورتي نداشته باشد. عرفان همواره به نوعي اعتراض دربرابر حقايق تلخ زندگي و ضرورتهاي منطقي بوده است و تاحدي هم پناه بردن از دست مردم فاني به خداي باقي؛ رواج تقريباً همه جاگير آن در دوران سدههاي ميانه مايهٴ شگفتي نيست، چون بدبختي و بيرحمي شايع بود و چرخ سرنوشت از امروز تندتر ميچرخيد. ولي ما به چه حقي انتقاد ميكنيم؟ در روزگارمان ديگر اين باقيمانده بود كه بيرحميهاي ظريفتري ابداع شود و نوع تازهاي از عرفان ملي بيخردانهتر و به غايت زيانبارتر از هر نوع عرفان شناخته شده در سدههاي ميانه معرفي گردد.
8 . زمينهٴ فرهنگي و فلسفي كشورهاي مختلف. اكنون ميتوانيم به بررسياوضاع منطقهاي يا ملي بپردازيم. خوانندهٴ دقيق الگوهايي را تشخيص خواهد داد كه دربيش از يكناحيه پديدار ميشوند، ولي رايجترينشان در صفحات پيشين ذكرشدهاند.
مسيحيت غربي
تعداد ((حكيمان)) يا ((انديشمندان)) در اروپاي باختري چندان زياد است كه آنان را به هفت گروه ملي تقسيم كردهايم: ايتاليا، اسپانيا، فرانسه، انگلستان، آلمان، فلاندر و ايسلند. سپس ميتوان در فقرهٴ پاياني به آثاري اشاره كرد كه نميتوان آنها را در يكي از اين گروهها جا داد.
1. ايتاليا. بهتر است با شاعران آغاز كنيم. نخستينشان يا كوپونه دا تودي اهل اومبرياست كه ما را به روزگار قديس فرانسيس برميگرداند و بااينهمه، تا سال 1306 زندگي كرد. از رهبران فرانسيسيان، روحاني و شاعري مشهور و در عين حال عارف بود. وي معرف عرفان فرانسيسي (در برابر دومينيكي) است.
نيايشهاي او به ادبيات جهان تعلق دارد، همچنانكه
اعترافات قديس اوگوستين يا آثار عرفاي آلماني چنين است.1
دومين شاعر دانته است، كه سخن گفتن از او در اينجا زايد است، چون همهٴ خوانندگان اين كتاب از اهميت اساسي او براي مطالعهٴ انديشه در سدهٴ چهاردهم بهخوبي آگاهاند. نوشتههاي دانته آليگيري و مخصوصاً كمديالاهي او (تأليف حدود 1314 - 1321) را ميتوان همچون